Wp Header Logo 2340.png

شفقنا- استاد درس خارج حوزه علمیه قم گفت: آنان که مسئولیت جامعه را بر عهده دارند، جان و مال و شئون مختلف زندگی مردم به تصمیم آنان بستگی دارد، نمی ­توانند بدون در نظر گرفتن این موقعیت و جایگاه، تصمیم گرفته، و یا خواست و رضایت مردم را نادیده بگیرند.

به گزارش شفقنا، متن سخنرانی استاد سید جواد ورعی در مراسم جشن میلاد فاطمه زهرا(س) حسینیّه شهرستان مُهر به شرح زیر است:

«یکی از شاخص­ های پی بردن به جایگاه و شأن یک مکتب، میزان توانایی آن مکتب در تربیت شخصیت­های بزرگ و الگوهای اجتماعی است. مکتب اسلام توانایی و ظرفیت فوق ­العاده خود را در تربیت انسان­های بزرگ اثبات کرده است. در درجه اول قرآن کریم، رسول خدا را الگو و اسوه معرفی می ­کند و می­ فرماید: «ولکم فی رسول الله اسوة حسنه» چنان­که امام حسین (ع) در سخنرانی خود در سرزمین منا ضمن گلایه از رجال و شخصیت­های زمان خود بخاطر سکوت در برابر مظالم بنی ­­امیه، از آنان می­ خواهد که ایشان را الگو و اسوه خود قرار دهند. «و لکم فیّ اسوة». امام عصر (عج) نیز از مادرش فاطمه زهرا به عنوان الگو و اسوه خود یاد کرده، می فرماید: «فی ابنة رسول الله  لی اسوة حسنة».

از همان آغاز، پیامبر خدا توانست با تربیت دو انسان والا، یکی مرد و یکی زن (علی بن ابی­طالب و فاطمه زهرا) ظرفیت شگرف آموزه ­های اسلام را در تربیت انسان­های شایسته که اسوه بشریت باشند، نشان دهد؛ به گونه ­ای که می ­توان «علی» و «فاطمه» را دو معجزه پیامبر خواند. اگر معجزه انجام کاری خارق ­العاده و فوق طاقت انسان­های عادی و نشانة ارتباط آورنده آن با خدای متعال است، حقیقتاً تربیت این دو انسان کامل، بدون حمایت از مبدأ غیبی و الهام از عالم ملکوت، ممکن نبود.

پیامبر خدا پس از رحلت ابوطالب، علی را از سنین کودکی در دامان خود بزرگ کرد. علی نخستین کسی بود که به نبوت پیامبر ایمان آورد و تنها صحابی پیامبر بود که سابقه شرک و کفر در کارنامه خود نداشت. چنان­که فاطمه را از بدو تولد، به ویژه پس از وفات خدیجه، در دامان خویش پرورش داد. این دو انسان والا به حدّ و مرتبه­ ای رسیدند، که برای تشکیل کانون خانواده، کفو و همانندی جز یکدیگر نداشتند، نه علی جز فاطمه همانندی داشت، و نه فاطمه به جز علی شبیهی. (پیامبر: لو لم­یُخلَق علیٌّ، ما کان لفاطمه کفوٌ)

از آن رو این دو شخصیت معجزه پیامبرند که تربیت انسان در این دنیا دشوارترین شغل­هاست؛ به همین دلیل، «تربیت انسان» بر عهده پیامبران نهاده شد و معلمان و مربّیان دارای شأن و شغل انبیا شدند. بدون شک تربیت یک انسان و رساندن او به کمال آفرینش­ اش، از شفای بیماران و اژدها کردن عصا و پرآب کردن چاه خشک و مانند آن سخت­تر است.

 گذری کوتاه بر سرگذشت زهرا (س)

فاطمه در سال پنجم بعثت، سال­هایی که پیامبر مأمور به دعوت آشکار و با مخالفت سران قریش روبرو شد، بدنیا آمد. دوران کودکی زهرا همزمان با دوران سخت و محنت رسول خدا(ص) است. همه روزه شاهد آزار و اذیت پدر توسط مشرکان مکه بود؛ با این حال حمایت ابوطالب از یک سو، وهمراهی خدیجه در خانه از سوی دیگر مرهمی بود بر زخم­های دل رسول خدا؛ اما با مرگ این دو حامی بزرگ شرایط دشوارتر شد.

فاطمه کودکی 5 ساله بود که مادر از دست داد. گویا ابوطالب پسرش علی، و خدیجه، دخترش فاطمه را برای حمایت رسول خدا، برای بعد از خود به یادگار گذاشتند؛ اما از آن­جا که نه فاطمه در آن سن و سال، و نه علی، دارای موقعیت پدر و مادر بودند که بتوانند از پیامبر حمایتی هم­چون خدیجه و ابوطالب کنند. آزار و اذیت­ها نسبت به پیامبر بیشتر شد، و علی و فاطمه رنج بیشتر می­ بردند.

  • به گفته ابن­ مسعود در کنار کعبه به دستور ابوجهل، در حال سجده شکمبه شتر بر سر و روی پیامبر ­ریختند و کسی جرأت نمی­ کرد به کمک پیامبر بشتابد، اما فاطمه وقتی خبردار شد، سراسیمه به یاری پدر شتافت و مشرکان را نفرین کرد.
  • در واقعه دیگری خاک بر سر رسول خدا ریختند و وقتی به خانه آمد و فاطمه آن صحنه تلخ را دید، گریه کرد و پیامبر او را دلداری داد که «دخترم گریه نکن، خدا پدرت را محافظت خواهد کرد.»
  شدت علاقه پیامبر به فاطمه

تعابیر متعددی از پیامبر نقل شده که شدت علاقه آن حضرت را به فاطمه نشان می ­دهد؛ مانند: «بضعه منّی»، «روحی التی بین جنبیّ»، «احبّ­الناس الیّ»، «هر وقت مشتاق بهشت می­ شوم، فاطمه را می­ بوسم.»

عایشه هم به این حقیقت اشاره کرده، می­ گوید: «ما کان احدٌ من الرّجال احبَّ الی رسول الله من علیّ، و لا من النّساء احبَّ الیه من فاطمه»

وقتی آیه شریفه «لاتجعلوا دعاء الرسول بینکم کدعاء بعضکم بعضا»(نور، 63) نازل شد، و دستور آمد که پیامبر را مثل دیگران به اسم: «یا محمد» خطاب نکنید، با عنوان «یا رسول ­الله و نبیّ­ الله» صدا بزنید؛ فاطمه وقتی خدمت پدر رسید، گفت: «یا رسول ­الله». پیامبر فرمود: فاطمه جان، این دستور در باره تو و اهل تو و نسل تو نازل نشده، تو هم­چنان مرا پدر خطاب کن. «یا فاطمه! انّها لم­تنزل فیک ولا فی اهلک ولا فی نسلک، انت منّی وانا منک؛ انّما نزلت فی اهل­ الجفاء والغلظه من قریش؛ قولی: یا ابَه، فانّها احیی للقلب و ارضی للرّب»

  تربیت جامع و متعادل علی(ع) و زهرا(س)

پیامبر علی و فاطمه را به گونه ­ای تربیت کرد که شخصیتی جامعِ فضائل و متعادل باشند و سرمشقی برای بشر باشند.

  • فاطمه در خانه پدر، غمخوار و یار اوست به گونه ­ای که لقب «امّ ابیها» را به دست آورد.
  • در خانه علی به عنوان همسر به گونه ­ای زندگی کرد که علی از او راضی بود و او از علی راضی، و پیامبر از هر دو راضی بود.
  • به عنوان مادر، نمونه مادری که انسان­های شایسته­ ای را تربیت نمود. توانست در دامان پُر مهر خود حسنین(ع) و زینبین(س) را تربیت کند.

دغدغه دنیا نداشته باشند، به زرق و برق دنیا بهایی ندهند؛ در یاری دیگران بخصوص بینوایان کوشا باشند؛ غمها، محنتها، و محرومیت­های دنیا را تحمل کنند؛ صبر و استقامت را در خود تقویت نمایند؛ در برابر ظلم و ستم بایستند. خلاصه، نمونه کامل یک انسان وارسته را تربیت کرد؛

در همین راستا، بینوایان را برای دریافت کمک به خانه علی و فاطمه می ­فرستاد و فاطمه با روی باز به آنان کمک می­ کرد. از زندگی خود می ­زد و به آنان کمک می­ کرد؛

ـ یک مرتبه پوستی را که فرزندانش بر آن می­ خوابیدند، و فرش خانه ­اش بود، به پیرمردی بخشید که پیامبر فرستاده بود. وقتی پیرمرد شکوه کرد که من برای گرسنگی در خانه تو آمدم، با این پوست چه کنم؟ گردنبندی را که دختر عمویش به او بخشیده بود، از گردن درآورد و به پیرمرد بخشید تا بفروشد و طعام تهیه کند. وقتی پیرمرد به مسجد آمد و گردنبند را نشان پیغمبر داد، حضرت گریست.

عمار وقتی این صحنه را دید، گفت: ای رسول خدا! می ­توانم این گردنبند را بخرم؟ وقتی پیامبر اعلان رضایت کرد، عمار با غنیمتی که از خیبر به او رسیده بود، آن را در قبال درهم و دینار و لباسی از بُرد یمانی و مرکبی که او به قوم و قبیله ­اش برگردد؛ خرید. مرد عرب خوشحال شد و بخاطر این سخاوت، در حق فاطمه دعا کرد. عمار گردنبند را به همراه غلامی به پیامبر هدیه کرد. پیامبر هم گردنبند و غلام را به فاطمه بخشید. فاطمه وقتی متوجه شد، گردنبند را برداشت و برده را آزاد کرد. برده خندید و گفت: «این گردنبند چه برکاتی داشت! گرسنه ­ای را سیر کرد، برهنه ­ای را پوشاند، فقیری را بی­ نیاز کرد، و بنده ­ای را در راه خدا آزاد کرد و در نهایت به صاحبش برگشت.»

ـ در شب عروسی لباس نو خود را به بینوایی بخشید و همان لباس کهنه را تن کرد.

ـ در یک مورد هم آیه «ویطعمون الطعام علی حبّه مسکیناً و یتیماً و اسیراً» در حق این خانواده نازل شد.

  • به هنگام غصب خلافت و ظلم به خاندان رسول خدا هم در عرصه اجتماع حاضر شد و در برابر ستم و ستمگران ایستاد و ایستادگی در برابر قدرتمندان ستمگر را به بشریت آموخت.
  حکمت تفاوت سلوک پیشوایان معصوم

نکته مهمی که در باره الگوهای تربیتی وجود دارد، اختلاف سیر وسلوک آنان در برخی مقاطع زندگی است. ما که مفتخر به پیروی آنان هستیم، در این موارد چه وظیفه ­ای داریم و از کدام­یک از آنان باید پیروی کنیم؟

مثلا امام مجتبی با معاویه صلح کرده و حکومت را به او واگذار کرد؛ ولی امام حسین با یزید درگیر شده و تا مرز شهادت پیش رفت.

یا امام  علی و صدیقه طاهره در فقر و محرومیت زندگی می ­کردند و از کمترین مواهب دنیا بهره می ­بردند، ولی امام صادق (ع) زندگی نسبتاً مرفهی داشت.

یا امام علی پس از رحلت پیامبر برای بازپس گرفتن خلافت که حق مسلّم ایشان بود، مبارزه­ نکرد ولی حضرت زهرا شدیداً اعتراض نمود و حتی جان عزیزش را در این راه فدا کرد.

این تفاوت­ها بسا الگوپذیری ما از آنان را با دشواری روبرو کند و ندانیم در مقاطع مختلف زندگی از روش کدام­یک از آنان که همگی الگو و سرمشق ما هستند، پیروی کنیم؟

بدون شناختِ منطق رفتار آنان پیروی از الگوهای متعدد دشوار است. بسا کسی را که مطابق میل خود یافتیم، به عنوان الگو و سرمشق معرفی کنیم، که در حقیقت از آنان پیروی نکرده ­ایم.

این تفاوت­ها به شرایط مختلف زندگی آنان، و به جایگاه و موقعیتی که در آن بسر می ­بردند، بستگی داشت.

در مورد نخست، امام حسن (ع) بر مسند خلافت نشسته بود و مسئولیت جان و مال و شئون مختلف زندگی مسلمانان را برعهده داشت، نمی ­توانست بگوید: «من با معاویه می ­جنگم ولو بلغ ما بلغ، هر چند جان هزاران نفر از مسلمانان از دو طرف بر زمین ریخته شود، اهمیتی ندارد، خلافت حق من است و از آن نمی­ گذرم.» بلکه باید تصمیمی می ­گرفت که ضمن حفظ دماء مسلمین، ماهیت مزوّرانه معاویه را بر مردم آشکار ­کند. در حالی­که امام حسین (ع) به عنوان فرزند پیامبر که دستی در قدرت نداشت و در آن موقعیت، مسئولیت جان و مال مسلمانان در اختیار او نبود، معترضِ انحراف «خلافت اسلامی» به «سلطنت موروثی بنی ­امیه» بود و در این راه تا پای جان ایستاد؛ حتی اصحاب نزدیک خود را هم مجبور به ایستادن در کنار خود نکرد، هر کسی خواست با میل و رضایت خود امام را همراهی کرد و به افتخار شهادت نائل شد. شرایط، موقعیت و جایگاه متفاوت این دو امام همام موجب شد تا رویّه یکسانی در مواجهه با حکومت اموی نداشته باشند.

در مورد دوم، زندگی فقیرانه علی و فاطمه سلام الله علیهما مربوط به دورانی بود که عموم مسلمانان در فقر و محرومیت بسر می ­بردند، اصل مواسات با دیگران ایجاب می ­کرد که پیامبر و خانواده آن حضرت در سطح فقرا و محرومان جامعه زندگی می­ کردند تا دشواری­های زندگی بر محرومان قابل تحمل باشد. همان­گونه که علی (ع) وقتی بر مسند خلافت پیامبر نشست، بخاطر مسئولیتی که بر عهده داشت، وظیفه خود می­ دانست در سطح محرومان جامعه زندگی کند تا فقر و تنگدستی برای آنان قابل تحمل باشد.

و در مورد سوم، تفاوت رویّه امام علی(ع) با رویّه فاطمه زهرا (س) در برابر غصب خلافت نیز از تفاوت جایگاه آن دو بزرگوار سرچشمه می ­گرفت. امام نمی ­توانست بر حق خویش به طور مطلق اصرار ورزد؛ چنان­که خود فرمود: ترسیدم با پیگیری حق امارت خویش لطمه ­ای بر اسلام وارد شود که به مراتب بیش از حق حکومت بر شما باشد که چند روز بیشتر نیست. کمترین پیامد منفی اصرار امام بر حق خود این بود که تازه مسلمانان بگویند: اصحاب پیغمبر برای رسیدن به قدرت در برابر یکدیگر صف ­آرایی کرده­، گرفتار جنگ قدرت شده­ اند. اما صدیقه طاهره در چنین موقعیتی نبود و حق داشت به عنوان دختر پیامبر در برابر انحراف خلافت از مسیر صحیح خود مبارزه کند.

خلاصه سخن، ما که مفتخر به پیروی از این اسوه ­های زندگی هستیم، باید با توجه به شرایط و اقتضائات زمانه و موقعیت­ها وظیفه خود را به درستی تشخیص دهیم. این­که امروز وظیفه پیروی از سلوک امام مجتبی را داریم یا سلوک سیدالشهداء را؟ قدر مسلّم  آن­که، آنان که مسئولیت جامعه را بر عهده دارند، جان و مال و شئون مختلف زندگی مردم به تصمیم آنان بستگی دارد، نمی­ توانند بدون در نظر گرفتن این موقعیت و جایگاه، تصمیم گرفته، و یا خواست و رضایت مردم را نادیده بگیرند. السّلام علیک یا فاطمه الزهرا، یا قرة عین الرّسول»

source

ecokhabari.com

توسط ecokhabari.com