شفقنا- رای الیوم نوشت: شکایت دونالد ترامپ از شبکه بیبیسی به اتهام «تشهیر» و مطالبه غرامتی چند میلیارد دلاری، در ظاهر دعوایی حقوقی بر سر یک مستند تلویزیونی است؛ اما در واقع، رویارویی دو بازیگری است که هر دو در آزمون آزادی بیان و اخلاق رسانهای کارنامهای مردود دارند. از همین رو، همدردی با هیچیک از طرفین این پرونده آسان نیست.
به گزارش شفقنا، عبدالباری عطوان با اشاره به این موضوع در روزنامه اینترنتی رای الیوم آورده است: ترامپ مدعی است بیبیسی با تحریف سخنان او، وی را محرک حمله به کنگره آمریکا معرفی کرده است. او حتی عذرخواهی رسمی این شبکه و دولت بریتانیا را نپذیرفته و راه دادگاه را برگزیده است. با این حال، طرح چنین ادعایی از سوی شخصیتی که سابقهای طولانی در دشمنی با رسانهها، تهدید روزنامهنگاران و محدودکردن آزادی بیان دارد، بیش از آنکه دفاع از حقیقت باشد، به نظر میرسد ادامه همان سیاست ارعاب و فشار همیشگی اوست.
گزارشهای نهادهای مستقل آمریکایی نشان میدهد ترامپ طی سالهای اخیر صدها مورد اقدام مستقیم یا غیرمستقیم علیه آزادی رسانهها انجام داده؛ از تهدید و شکایتهای میلیاردی گرفته تا حذف اطلاعات و محرومکردن رسانههای منتقد از دسترسی به نهادهای رسمی. حمایت بیچونوچرای او از جنگ اسرائیل در غزه، انکار نسلکشی و تجهیز نظامی تلآویو، در کنار مواضع نژادپرستانهاش علیه مهاجران و چهرههایی چون الهان عمر، تصویر روشنی از نگاه او به «آزادی بیان» ترسیم میکند: آزادی برای قدرتمندان، نه برای منتقدان.
در سوی دیگر، بیبیسی ایستاده است؛ رسانهای که روزگاری نماد حرفهایگری و استقلال بود، اما در سالهای اخیر بارها به جانبداری سیاسی و تسلیم در برابر فشارهای لابیهای قدرتمند، بهویژه در پرونده فلسطین، متهم شده است. حذف یا تعلیق مستندهای مرتبط با غزه، برخوردهای سختگیرانه با روزنامهنگاران عرب و فلسطینی، و کنار گذاشتن چهرههایی چون گری لینکر به دلیل مواضع انسانی، پرسشهای جدی درباره استقلال تحریریه این شبکه مطرح کرده است.
نامههای اعتراضی دهها روزنامهنگار داخلی بیبیسی، اخراج یا ممنوعالظهور شدن خبرنگاران به بهانه «یهودستیزی» و فشارهای آشکار سیاسی، همگی نشان میدهد که این رسانه نیز از آرمان آزادی بیان فاصله گرفته است. از همین رو، بیبیسی در این پرونده بیش از آنکه قربانی باشد، رسانهای است که پیشتر اعتبار خود را فرسوده کرده است.
در نهایت باید گفت که دعوای ترامپ و بیبیسی را نمیتوان نزاع حق و باطل دانست؛ بلکه جدالی است میان قدرت سیاسی و رسانهای که هر دو، به شکلی متفاوت، از آزادی بیان بهعنوان ابزار استفاده میکنند، نه بهعنوان یک اصل. شاید تلخترین بخش ماجرا این باشد که این پرونده نه به سود حقیقت تمام میشود و نه به نفع قربانیان واقعی سانسور، جنگ و دروغ؛ قربانیانی که صدایشان همچنان در هیاهوی قدرت گم شده است.
متن خبر در رای الیوم
source