Wp Header Logo 5352.png

مدل اقتصادی دولت رفاه چیست

اقتصاد۲۴– دولت رفاه، یکی از مهم‌ترین دستاورد‌های سیاسی ـ اقتصادی قرن بیستم، نظامی از حکمرانی است که در آن دولت مسئولیت مستقیم تامین رفاه عمومی، امنیت اقتصادی و ایجاد استاندارد‌های زندگی شایسته برای شهروندان را بر عهده می‌گیرد. این سیستم با هدف کاهش نابرابری، مهار آسیب‌های بازار آزاد و تضمین فرصت‌های برابر شکل گرفته و بر یک اصل بنیادین استوار است: هیچ شهروندی نباید به دلیل فقر، بیماری، بیکاری یا ناتوانی از خدمات اولیه و حداقل کیفیت زندگی محروم بماند.

با وجود آنکه ریشه‌های مفهوم رفاه اجتماعی در سنت‌های قدیمی همیاری و خیریه دیده می‌شود، دولت رفاه در معنای مدرن خود از دل تحولات اروپا و با ابتکار سیاستمدارانی، چون اتو فون بیسمارک شکل گرفت. امروز، مدل اقتصادی دولت رفاه با وجود چالش‌های جدید، همچنان یکی از ستون‌های اصلی حکمرانی در کشور‌های توسعه‌یافته و حتی در حال توسعه است و با اصلاحات نوین، خود را با نیاز‌های عصر جهانی‌شدن وفق داده است.

خاستگاه تاریخی دولت رفاه و شکل‌گیری مدل اقتصادی آن

اگرچه بسیاری از دولت‌ها پیش از قرن نوزدهم اقداماتی برای حمایت از فقرا یا نظام‌های خیریه داشتند، اما دولت رفاه مدرن ریشه در سیاست‌گذاری‌های دهه ۱۸۸۰ آلمان دارد. بیسمارک، صدراعظم آلمان، نخستین بار نظام‌های بیمه کارگری شامل بیمه بیماری، بیمه حوادث کار و بازنشستگی را پایه گذاشت. انگیزه او ترکیبی از ملاحظات اجتماعی و اهداف سیاسی بود: جلوگیری از نفوذ جنبش‌های چپ و افزایش نقش دولت در رابطه با طبقه کارگر.

پس از رکود بزرگ دهه ۱۹۳۰ و بحران‌های گسترده بیکاری، نیاز به مداخله دولت برای مهار نابرابری و بی‌ثباتی اقتصادی پررنگ‌تر شد. در این دوره، دولت رفاه به‌صورت رسمی به شکل یک مدل اقتصادی مطرح شد که در آن دولت با ابزار‌هایی مانند مالیات‌گیری پیش‌رونده، خدمات عمومی گسترده و بیمه‌های اجتماعی، جایگزین بخش‌هایی از بازار آزاد ناکارآمد شد.

در دهه‌های پس از جنگ جهانی دوم، این مدل با رشد سریع اقتصاد جهانی ترکیب شد و عصر طلایی دولت رفاه در اروپا، آمریکای شمالی و برخی کشور‌های آسیایی آغاز شد. محور اصلی این مدل جدید، مداخله فعال دولت برای تضمین ثبات اقتصادی و اجتماعی بود؛ چیزی که در نبود آن، بازار‌ها قادر به تامینش نبودند.

ویژگی‌های اصلی مدل اقتصادی دولت رفاه

مدل اقتصادی دولت رفاه بر سه پایه کلیدی استوار است: ارائه خدمات عمومی، بازتوزیع درآمد و تأمین اجتماعی. این ویژگی‌ها باعث شده‌اند که این نظام بتواند نابرابری را کاهش دهد، ریسک‌های زندگی را میان جمعیت توزیع کند و زیرساخت‌های انسانی کشور را ارتقا دهد.

  • ۱. ارائه خدمات عمومی و جبران شکست بازار

بازار آزاد به‌طور ذاتی خدماتی مانند آموزش، بهداشت و مسکن را در سطحی برابر و مقرون‌به‌صرفه برای همه فراهم نمی‌کند. دولت رفاه با ایجاد شبکه‌های آموزش رایگان، خدمات درمانی و پروژه‌های مسکن اجتماعی، این نارسایی را جبران می‌کند. تجربه جهانی نشان داده است که سرمایه‌گذاری در آموزش و سلامت، مهم‌ترین محرک توسعه بلندمدت است.

  • ۲. کاهش ریسک‌های فردی از طریق بیمه‌های اجتماعی

بیماری، پیری، بیکاری یا ازکارافتادگی می‌تواند زندگی یک فرد را کاملاً مختل کند. دولت رفاه با بیمه‌های اجتماعی اجباری، این ریسک‌ها را به یک «مسئله اجتماعی» تبدیل می‌کند نه «مشکل فردی». این بیمه‌ها معمولاً از طریق مشارکت سه‌جانبه دولت، کارگر و کارفرما تامین مالی می‌شوند.

  • ۳. بازتوزیع ثروت و عدالت اجتماعی

در قلب مدل دولت رفاه، اصل عدالت اجتماعی قرار دارد. دولت با وضع مالیات‌های پلکانی و هزینه‌کرد درآمد‌های مالیاتی برای خدمات عمومی، شکاف طبقاتی را کاهش می‌دهد. این مدل اقتصادی تلاش می‌کند فرصت‌های اولیه را برای همه یکسان کند؛ از آموزش برابر گرفته تا دسترسی به درمان.

مدل‌های مختلف دولت رفاه و تفاوت‌های آنها

با گسترش دولت‌های رفاه پس از جنگ جهانی دوم، پژوهشگران این حوزه سه مدل اصلی از دولت رفاه را شناسایی کردند که بر اساس میزان مداخله دولت و گستره خدمات اجتماعی از هم متمایز می‌شوند.


بیشتر بخوانید: درآمد سرانه چیست و چرا پارامتر مهمی در اقتصاد است؟


  • مدل نوردیک؛ دولت رفاه با بالاترین سطح برابری

کشور‌های اسکاندیناوی مانند سوئد، نروژ، دانمارک و فنلاند نمونه درخشان دولت رفاه گسترده‌اند. در این کشور‌ها دولت تقریباً تمام خدمات عمومی را — از آموزش تا بهداشت و مراقبت سالمندان — به صورت رایگان یا با هزینه کم ارائه می‌کند. مالیات‌ها بالاست، اما در مقابل شهروندان رفاهی بسیار جامع دریافت می‌کنند. این مدل بیشترین سطح برابری اجتماعی و پایین‌ترین شکاف طبقاتی را ایجاد کرده است.

  • مدل محافظه‌کار؛ رفاه بر پایه خانواده و اشتغال

در کشور‌هایی مانند آلمان، فرانسه و اتریش، دولت رفاه بیشتر بر پایه بیمه‌های اجتماعی و حمایت از خانوار شکل گرفته است. خدمات نسبتاً گسترده‌اند، اما تاکید اصلی بر شاغل بودن افراد است؛ یعنی کسی که به بازار کار متصل است، حمایت بیشتری دریافت می‌کند. این مدل سعی می‌کند ثبات اجتماعی و نقش‌های سنتی خانواده را نیز حفظ کند.

  • مدل لیبرال؛ رفاه حداقلی با محوریت بازار

در کشور‌هایی مانند آمریکا، کانادا و استرالیا، دولت رفاه کوچک‌تر و محدودتر است. خدمات عمومی گسترده نیست و دولت بیشتر بر کمک به اقشار کم‌درآمد تمرکز می‌کند. بازار آزاد در این مدل نقش مهم‌تری دارد و شهروندان با خرید بیمه‌های خصوصی نیاز‌های خود را برطرف می‌کنند. این مدل کمترین سطح هزینه‌های اجتماعی را دارد و با وجود آزادی اقتصادی بالا، با نابرابری‌های قابل‌توجه مواجه است.

تاریخچه مدل اقتصادی دولت رفاه

کارکرد‌های اقتصادی دولت رفاه در جهان معاصر

مدل اقتصادی دولت رفاه تنها یک پروژه سیاسی ـ اجتماعی نیست؛ بلکه سازوکاری اقتصادی است که بر رشد پایدار اثر می‌گذارد. دولت رفاه با سرمایه‌گذاری در سرمایه انسانی، نیروی کار سالم‌تر و آموزش‌دیده‌تری ایجاد می‌کند که در نهایت بهره‌وری اقتصاد را بالا می‌برد. همچنین، با توزیع بهتر درآمد و کاهش فقر، تقاضای داخلی را تقویت می‌کند و از چرخه‌های رکودی جلوگیری می‌کند.

اقتصاددانان متعددی معتقدند که دولت‌های رفاه قدرتمند توانسته‌اند همزمان عدالت و کارایی اقتصادی را تامین کنند. تجربه کشور‌های نوردیک نشان داده است که مالیات بالا لزوماً به کاهش رشد اقتصادی منجر نمی‌شود؛ بلکه اگر در مسیر درست سرمایه‌گذاری شود، به افزایش تولید و نوآوری منجر خواهد شد.

در بسیاری از کشور‌های پیشرفته، هزینه‌های رفاه اجتماعی بخش بزرگی از بودجه دولت را تشکیل می‌دهد، اما در عوض ثبات اجتماعی، کاهش جرم، اعتماد عمومی بالا و توسعه بلندمدت را تضمین می‌کند.

چالش‌های دولت رفاه در قرن بیست‌ویکم

با وجود موفقیت‌های چشمگیر، مدل دولت رفاه با چالش‌های جدی مواجه است. مهم‌ترین چالش، پیری جمعیت است؛ به‌ویژه در اروپا، ژاپن و برخی کشور‌های ثروتمند. افزایش تعداد سالمندان فشار سنگینی بر صندوق‌های بازنشستگی و بیمه سلامت ایجاد کرده است. کاهش نرخ باروری نیز باعث شده نیروی کار جوان قادر نباشد هزینه‌های رفاهی نسل‌های مسن‌تر را همانند گذشته تامین کند.

چالش دیگر، جهانی شدن اقتصاد است. رقابت جهانی باعث شده برخی دولت‌ها نتوانند مالیات‌های بالا را حفظ کنند، زیرا سرمایه و شرکت‌ها به‌راحتی می‌توانند به کشور‌هایی با مالیات کمتر مهاجرت کنند. به همین دلیل بسیاری از دولت‌های رفاه مجبور به اصلاحات مالیاتی و بازنگری در یارانه‌ها شده‌اند.

همچنین رشد فناوری و اتوماسیون، ساختار بازار کار را تغییر داده و مشاغل سنتی را از بین برده است. این تغییرات، نیاز به مدل‌های جدیدی از حمایت اجتماعی مانند بیمه بیکاری برای کارگران پلتفرمی، آموزش مداوم و حمایت از اشتغال سبز را افزایش داده است.

اصلاحات مدرن و آینده دولت رفاه

امروزه دولت رفاه دچار تحول شده است. دولت‌ها می‌دانند که سیستم‌های سنتی پاسخگوی نیاز‌های پیچیده عصر دیجیتال نیست. به همین دلیل، اصلاحات مدرن شامل مواردی مانند یارانه‌های هدفمند، دیجیتالی‌سازی خدمات عمومی، ترکیب بخش خصوصی و دولتی در تامین رفاه، و تقویت سیاست‌های فعال بازار کار در حال اجراست.

در برخی کشورها، ایده‌هایی مانند درآمد پایه همگانی مطرح شده؛ مدلی که هر شهروند بدون توجه به شغل و درآمد، مبلغی ثابت برای تامین حداقل زندگی دریافت می‌کند. هرچند این ایده هنوز محل بحث است، اما نشان می‌دهد که دولت رفاه آینده، احتمالاً انعطاف‌پذیرتر و سازگارتر با اقتصاد دیجیتال خواهد بود.

با وجود محدودیت‌ها، هیچ نشانه‌ای مبنی بر کنار رفتن دولت رفاه وجود ندارد. تجربه کشور‌ها در دوران پاندمی کرونا نشان داد که تنها دولت‌های با شبکه حمایتی قوی توانستند شوک اقتصادی را مدیریت کنند. همین مساله بار دیگر اهمیت وجود یک چتر حمایتی قدرتمند و فراگیر را برای جوامع یادآوری کرد.

اگرچه دولت رفاه در برابر چالش‌هایی مانند پیری جمعیت، بحران‌های مالی، اتوماسیون و جهانی‌شدن قرار دارد، اما با اصلاحات مدرن و رویکرد‌های جدید، همچنان یکی از مهم‌ترین ابزار‌های حکمرانی در دنیای امروز باقی مانده است.

source

ecokhabari.com

توسط ecokhabari.com